أبو ريحان البيروني ( مترجم : باقر مظفرزاده )
574
الصيدنة في الطب ( داروشناسى در پزشكى ) ( فارسى )
« فلفلك » 4 مشهور است . نيز نوعى ديگر [ از اين گياه ] در طبرستان وجود دارد كه [ آن نيز ] به فلفلك مشهور است . رازى مىگويد كه اهالى رى [ فلفل آبى ] را ترم 5 مىنامند . ابو بكر در دفع مضار الاغذيه مىگويد كه ترم همان صعتر برگ دراز است . ( 1 ) . ترجمهء مستقيم « زنجبيل سگ » - Polygonum hydropiper L . ؛ ابن سينا ، 218 ؛ عيسى ، 11 145 ؛ بدويان ، 2772 . ( 2 ) . فلفل الماء - « فلفل آبى » ، نك . شمارهء 790 . نسخهء فارسى مىافزايد : « به پارسى - پلپل آبى . » ( 3 ) . الذئاب ، ابن سينا ، 218 : « سگ » . ( 4 ) . فلفلك . ( 5 ) . نسخهء الف : الترم ، در فرهنگها نوشته نشده است . نك . شمارهء 213 . 504 . زنجبيل 1 [ زنجبيل ] تازه به هندى ادرك 2 و خشك - سنده 3 [ ناميده مىشود ] ؛ به فارسى شنگوير 4 ، زنگبير 5 و شنگليل 6 ، به سريانى زنگبيل 7 ، به تخارى شنگرفير 8 است . * ابن ماسويه : بهترين زنجبيل - دارى است كه پوست ندارد 9 . ديسقوريدس 10 : [ زنجبيل ] ريشهاى شبيه سعد است ، سفيد ، تند مانند فلفل سياه و با بوى [ خوش ] است . آن را كه باريك است و پارهپاره نشده 11 برگزين . جالينوس : [ زنجبيل ] را از سرزمين بربرها مىآورند ؛ آن و فلفل دراز به سبب ازدياد رطوبت در هر دو آنها به سرعت دچار از هم پاشيدگى مىشوند . داروگران دو نوع [ زنجبيل ] مىشناسند : هندى و زنجى ، و [ دومى را ] چينى نيز مىنامند 12 . ابو حنيفه : [ زنجبيل ] در ساحل عمان مىرويد . آن ريشههايى است كه در زمين فرو مىرود ، و درخت نيست . اين گياه شبيه گياه راسن است . بهترين [ زنجبيل ] زنجى و چينى است 13 . ( 1 ) . Zingiber officinale Rosc . ؛ سراپيون ، 335 ؛ ابو منصور ، 288 ؛ ابن سينا ، 214 ؛ عيسى ، 11 191 . اين نام را با zangbil آرامى ( III , Low ، 502 ) و يونانى ( ديوسكوريد ، II ، 160 ) مقايسه كنيد . در قرآن كريم از آن نام برده مىشود ( سورهء 76 ، آيهء 17 ) . جملههاى جداگانه اين عنوان در Picture ، 122 درج شده است . ( 2 ) . ادرك ، قس . Platts ، 32 ؛ Dutt ، 254 . ( 3 ) . نسخهء الف : سنده ، نسخهء فارسى : سندهى و سنتى . Platts ، 701 : سونت ( sont ) و سونتهه